« اینترو »



اینترو:
"سکـــوتــــــ" سرشار از سخنان ناگفته است، از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق‌های نهانِ و شگفتی‌های بر زبان نیامده


ورس 1:
فردای من خیلی وقته که گذشته ازش
آب شد ریخت روی گونه‌های من // مثل دونه‌های برف
مهم نیست چی می‌شه بعدش // این مهمه که هنوز زندم
من همونم که بعدِ مرگش // همه میگن که هنوز زنده‌ست
من اَشکامُ به‌ تو دادم // دیدم چشما همه تو خوابن
قبر ساختم از اُتاقم , نفسم حبس شد // بدنم سر شد , ولی روحمُ گرم نگه داشتم رو اجاقمم
من همیشه بازنده بودم روی کاغذ // ولی همیشه جلو رفتم توی راهم
این دنیا با من بَد بود // تاسم عددش کم بود
هنوز نباختم این قمارُ نه نه


کورس 1:

جرم بعدِ جرم، جنگ پشتِ جنگ // مرگ بعدِ زندگی، زندگی بعدِ مرگ
من زنده موندم چون خبر خوب // واسه‌ی دشمنم مُردنِ من بود


ورس 2:
نه نرو، وایسا؛ از چی باید حرف زد // با چی می‌شه فهمید فرق خوبُ از بَد
من یادم نرفته اون‌جایی‌رو که بودم // ولی باید فراموش کنم جایی‌رو که هستم
یه کوهِ عقده، تو این قفس مُرده، که زندگیَم جُرمه // بعدِ این شبِ تاریک، نوبتِ صبحه


کورس 2:
جرم بعدِ جرم، جنگ پشتِ جنگ / مرگ بعدِ زندگی، زندگی بعدِ مرگ
من زنده موندم چون خبر خوب / واسه‌ی دشمنم مُردنِ من بود
جرم بعدِ جرم، جنگ پشتِ جنگ / مرگ بعدِ زندگی، زندگی بعدِ مرگ
هنوز رو پائم // چون آرزوی دشمنم زمین‌خوردن من بود


« جـــالِـــبـــه»




ورس 1:
هنوز تو ضبطِ ماشینم هایده می‌خونه // یه‌چیزایی هست که فقط آینه می‌دونه
قضیه فرق کرده یکم با قبلَنا // حرفامُ دیگه نمی‌گم با کَفترا
جنگ تا بهشت راهِ سختیِ ولی می‌ریم // مشکلا خیلی وقتِ که قدیمی نی
دیدیم، ما خیلی چیزایِ جالبُ بَد // البته عادی شده، این چیزا پُر دور من
یه دیوار، یه دیوار شده فکرت // تکیه بهش بده که این‌بار می‌گه بهت
که حرفی واسه گفتن // من دارم تا وقتی که زندم ، حتی وقتی مُردم
تو خالی‌بندی مثِ سگ ، منم گوشامُ بستم // دروغ مالِ توئه، بشنو حقیقتُ از من
پس می‌خونم چون صدام رفتنی نیست // هرچند دیگه روی بوم خونه کفتری نیست
هر بار، توی دلم یه چیزی میگه // پس تا وقتی که بگم تو میری تو حس
فردای تو ، تو دستای من // ولی منُ نمی‌فهمی تو پس واسه من


کورس:
خیلی "جالبه" , تو این سالا هیچی نبودم // ولی الآن همه‌چی هستم
"جالبه" , چشمای من بازه هنوز // ولی چشـم تو بستس
"جالبه" , تو این سالا هیچی نبودم // ولی الآن کاملاً برعکس
"جالبه" , می‌دونی خیلی واسم جالبه // که هنوز زندم

ورس 2:
دیگه زندگیم به گند کشیده شده و دیگه ماه // شبُ روشن نمی‌کنه و کینه‌ها
منُ خوشم نمی‌کنه و // کسی واسه تو شر نمی‌کنه
تو آشغالُ ساعت 9 دم در دیدی ولی من تویِ زندگیم
این‌که کار شما نیست ، کار ماست که از هر چیز جالبی شعر بگیم
پس رفیق خوب گوش کن به صاف // راه برو بی‌صحبت چشاتُ ریز کن بعد
چون نیست فرصت ، دلتُ پیر شد دیگه رفت // دیگه مُرد این‌جوری کل زندگی ما پیچ خورد
خب تو خوشحال // من ناراحتم ولی خب دیگه تو خوش باش
واسه من جالبه سفت شده بجام زود پاهام // هرچی دشمنه دیگه شده خوب با ما
امسال , خیلی خوبه // نبوده دور از احساس
ولی انگار منتظری که وایسی روی قبر من // ولی « بهرام » زندس توی شرق شهر


کورس:
خیلی "جالبه" , تو این سالا هیچی نبودم // ولی الآن همه‌چی هستم
"جالبه" , چشمای من بازه هنوز // ولی چشـم تو بستس
"جالبه" , تو این سالا هیچی نبودم // ولی الآن کاملاً برعکس
"جالبه" , می‌دونی خیلی واسم جالبه // که هنوز زندم


ورس 3:
جـــــالـِــبــِـه نه خیلی جالبهِ
مجنون عملیِ و لیلی حامله // آره بخند ، آره خنده هم داره گذران وقت بدون خنده محاله
توقعی ندارم که همه با من بمونن // منتظرن بمیرمُ واسم آهنگ بخونن
تا که بمیرمُ یکم راحت بمونن // تا که بمیرمُ خودشونُ آدم بدونن
صدام میاد، از تو گلوی کوچه‌ها // از گوشه‌ها , بذار بلرزونمت با سوژه‌هام
دعا می‌کنی که همه‌چی هم جور شه تا // یه کسی بیاد و برداره باری از دوش ما
اینا همه بازیِ نه // این دست‌ نوشته‌ های یه جوونِ که از همه عاصیه
پس من شبارو تا صبح بیدارم // چون هر شب ، واسه من شبِ خاصیه
رپ فارس ، چیزیه که من می‌خونمُ // رپ ، اون چیزیه که من می‌دونمُ
فارس ، اون چیزیه که من می‌مونمُ // جاده‌ام خالیه ، فقط من می‌رونمُ


کورس:
خیلی "جالبه" , تو این سالا هیچی نبودم // ولی الآن همه‌چی هستم
"جالبه" , چشمای من بازه هنوز // ولی چشـم تو بستس
"جالبه" , تو این سالا هیچی نبودم // ولی الآن کاملاً برعکس
"جالبه" , می‌دونی خیلی واسم جالبه // که هنوز زندم

« حـــرفــــای مــن »

ورس 1:
من به‌ دنیا اومدم تا که بگم اینجا // خیلی چیزا رو خیلی رُک
کار دیگه‌ای ندارم تو این دنیا // زندگیمم شده خیلی جُک
عقده‌ها تو دلم خیلی شد // پس یه دلِ تو سینه خیلی پُر
نوه نتیجه‌ و بچه ندارم که شب عید بدم عیدیشُ
منم مثِ توء زندگیم // یه توهم عین فیلم
چیزی که می‌شنوی کُل منه و // چیزی دیگه نیست غیر این
حرفمُ نداری درکشُ // پس از هرجایی بهم حمله شد
مسأله توی مخ منه // فقط من بلدم راهِ حلّشُ
اینُ بفهم این بار // از همه‌چیم زدم واسه این کار
زندگیمُ می‌سازم // اون جوری که می‌خوام
ولی هر بار یه روح جدیدِ تو دلِ تک‌تکِ حرفام
امّا حس می‌کنم که پیر شدم بعد بیست‌ و چند سال
پس ...


کورس:
"حرفای منِ" این‌ بار ، که مثِ تیر میره تو گیج‌گات
مشکلی نیست ، ولی سعی نکن بفهمی چیه تو فکر من
اینُ بفهم این بار ، از همه‌ چیم زدم واسه این‌کار
مشکلی نیست ، ولی سعی نکن بفهمی چیه تو فکر من [ x2 ]


ورس 2:
شبا یه چیزایی می‌بینم که خراب می‌کنه روزمُ // روزا یه چیزایی می‌بینم که خراب می‌کنه روحمُ
اینم شده کار هر روزمُ، به‌خودم می‌گم که یه کوهمُ // این‌چیزا که می‌بینم اثری نداره روم، حتی سره سوزنُ
ولی حقیقت دقیقاً چیز دیگه‌ست // منم از درشت تا ریزُ می‌گم
تا حرص بخوری و پاشی روی پات، آه اگه پاشی روی پات // اگه مثِ ما تو باشی روی آسفالت
تو هم می‌بینی که هست // اگه جای من باشی ، پا می‌شی میکروفونتُ میگیری به‌ دست
میخونی از هرچی که نیست // می‌خونی از هرچی که هست
ولی بدون چیزایی که از تو خیلی دوره نزدیکِ من // همه می‌گن تقصیر منهِ
ولی این تقدیر منه توی ذهنم // نمی‌دونی که چی می‌گذره توی فکر من


کورس:
"حرفای منِ" این‌ بار ، که مثِ تیر میره تو گیج‌گات
مشکلی نیست ، ولی سعی نکن بفهمی چیه تو فکر من
اینُ بفهم این بار ، از همه‌ چیم زدم واسه این‌کار
مشکلی نیست ، ولی سعی نکن بفهمی چیه تو فکر من [ x2 ]

« از مــن بــپــرس »

ورس:
قصه‌ی عجیب‌و غریب منو "از مـــن بــپــرس" // مرگ با ضریب صدُ از من بپرس
داری شبای خیلی خوبی توی زندگیت // رنگ شبای بَدُ از من بپرس
اتفاقات عجیبُ‌ از من بپرس // خنده با طعم جدیدُ از من بپرس
درد منو تو فقط گرسنگی نی // حسّ یه درد شدیدُ از من بپرس
اشکات خرج لحظات تنهایی‌ هات // هرکسی به‌قدر خودش تنهایی داره
« بهرام » بیش‌تر از خودش تنها شد، آره // طعم خوب تنهایی‌رو از من بپرس
گرمی تو از گرمی نور خورشید // کلی کتابُ ورق داری تو کوله پشتیت
کلی گل خوشگل تو باغچه‌ی خونت // رنگ گلای قالی‌رو از من بپرس
دلم پاکِ مثل حس تو دل یه خط شعر // دقیقاً مثل پاکی دل یه بچه
هرکاری میکنم که عقده‌ هام کم شه // تلاشای بی‌اثرُ از من بپرس
زندگی روی باورُ از من بپرس // سوتِ غلط داورُ از من بپرس
می‌دونم، که خیلی وقتِ اشک نریختی // ولی رنگ اشکای مادرُ از من بپرس
درد یه زخم عمیقُ از من بپرس / جنس آدم کثیفُ از من بپرس
درد حضرت مسیحُ معماهای عجیبُ فرق جدیدُ قدیمُ از من بپرس
گلایی که می‌شه چیدُ از من بپرس // حُرمت ریش سفیدُ از من بپرس
می‌دونم، که چشم تو هم خیلی چیزا دیده // ولی چیزی که نمی‌شه دیدُ از من بپرس

« مــنُ بـِـبـَـخــش »


ورس 1:از اول تا آخرش، یه سه‌چهار دقیقه‌ست // گوش بده، هرچند سختِ باورش
هرچند سختِ باورش // این چیزارو کسی نشنیده از پدر یا مادرش
من می‌گم حالم خوبه، تو باور نکن // جز خدا کسی‌رو داور نکن
واسه من به‌هرحال فرقی نداره // ولی منُ ببخش ، اگه تلخِ حرفام
سهم منُ تو از خورشید لحظۀ غروبِ // این زندگی حق نیست، کُلش یه دروغِ
می‌گن حرفای من، تاریک‌ و سیاهِ // پُر از نا اُمیدی ، مثِ شعرای فروغِ
منُ ببخش اگه اینُ نمیدونم // که کنار حقیقت امثال شما زنده نمیمونن
اگه روزی بفهمم کسی بیش‌تر از من راست میگه // دیگه نمیخونم
بین منُ تو یه میکروفون، فاصله‌ست // بین منُ اون یه‌دنیا خاطره‌ست
منُ ببخش واسۀ خاطره‌هام // این بین منُ زندگیم یه‌جور معامله‌ست

کورس:
شاید سود نداره واسمُ // شاید زود نرسی بهش
ولی می‌رسی به حرفم یه‌ روز ولی تا اون روز
"منُ ببخش" ، می‌رسی به حرفم یه روز

ورس 2:

"مــنُ بــِــبـَخـش"
اگه موهام امروزی نیست // اگه حرفم از رویِ دل‌سوزی نیست
اگه مثل تو شاد نیستمُ // اگه اهل ترانه‌های پاپ نیستم
منُ ببخش اگه با اقلیتی // اگه واسم نداری هیچ اهمیتی
منُ ببخش اگه تو رو نمیبخشمُ // اگه همش بهت می‌گم بگیر دستمُ
منُ ببخش اگه تو حرفام // هرگز نبودم اون چیزی که تو می‌خوای
منُ ببخش اگه تو فردام // هرگز نمیشم اون چیزی که تو می‌خوای
منُ ببخش ، منُ ببخش // به‌ خاطر همه‌ی دروغایی که نگفتم
به‌خاطر زندگی‌ای که نکردم // به‌ خاطر لحظه‌هایی که نمُردم
منُ ببخش، مثل برگ تو مسیر باد // هر طرفی بوَزه راه میری
منُ ببخش اگه فریاد می‌زنم که مسیرت غلطِ // داری اشتباه میری

کورس:
شاید سود نداره واسمُ // شاید زود نرسی بهش
ولی می‌رسی به حرفم یه‌ روز ولی تا اون روز
"منُ ببخش" ، می‌رسی به حرفم یه روز

« در نـــــرو »

ورس 1:
من همونم که لج بودن همه باهام // خواستم افتخاری باشم واسه ننه بابام
ولی نشد بعضی وقتا زندگی // این‌جوری نمی‌شه که تو می‌خوای ولی هزینشُ
تو می‌دی و نتیجش رو فردا میبینی وقتی دیروز رفت // ماه بلأخره تموم می‌شه سی روز بعد
همونی شکستت می‌ده که یه روزگاری تو رو پیروز کرد // تو هم پیش خودت میگی هرچی که بود رفت
اول تولد ، بعد مدرسه دانشگاه زنُ بچه و بعد میفتی می‌میری // بگو به من اینه زندگی خوب نه
اون چیزا که واسه تو ارزشن // واسه من فقط یه جورایی چرخشن
فکر نکنی که منم مثِ اونا دور توئم // که تو دور من بچرخی و منم دور خودم
من دوست ندارم این کسِلیه بازی‌ رو // من دوست ندارم این زندگی عادیُ
خوشی از تو دل رفت‌و جاش غم بوده // مادرا فقط تو تخت‌و آشپزخونه
یا کیسه به‌دست همش تو تره‌ بارن // پدرا هم از صبح تا شب سر کارن
این زندگی واسه‌ی من معنی نداره // یعنی چی؟ رُک گفتم ، یعنی نداره


کورس:

"در نرو" , که زندگی ماست این
"در نرو" ، نه نرو نرو وایسا
نداریم هیچ‌جوری انگیزه‌ی خاصی // "در نرو" ، نه نرو نرو وایسا
"در نرو" , که زندگی ماست این
"در نرو" ، نه نرو نرو وایسا
اینه رسم زندگی قبیلۀ من // تا آخر دنیا هم همینه که هست


ورس 2:
تو خیابون سَرا پایین دستا تو جیبا // چپ‌ و راست و آدما توی خودشونن
مُفلسا به‌ فکر جای خوابِ امشب‌ و // پولدارا تو فکر جیب پُرشون
خونه‌های این شهر یه‌روز سقف داشت بالاش // جنازه نمیدیدی تو سطل آشغالاش
زندگی اینه ، باعث صدمۀ تو // نه مثِ سریالای چرتِ شبکۀ دو
حس نمی‌کنی یه‌جورایی بی‌ریشه‌ای // زندگی‌مون شده زندگی کلیشه‌ای
کنار هم وای‌میسیم ولی همه با هم قهریم // حس میکنی که همه دارن حرفی
اینا شبیه عصر حجریان // موسیقی فقط اصفهانی شجریان
به بقیه اصطلاحاً میگن فرار مغزا // می‌ره پشتِ درای بسته تمام بحثا
ثانیه‌ها ببین مثل چی میره // میمیری تا بفهمی زندگی چیه
از کسایی می‌خوام ببینن که می‌دونم کورَن // یا مثِ کرمای خاکی می‌لولن تو هم
نه حرکت نویی نه فکر جالبی // هیچ فرقی نکردی مثل سابقی
حالا یه سوال دارم ازت ، آدم تویی؟! // چرا عادت داری همش عادت کنی

کورس:

"در نرو" , که زندگی ماست این
"در نرو" ، نه نرو نرو وایسا
نداریم هیچ‌جوری انگیزه‌ی خاصی // "در نرو" ، نه نرو نرو وایسا
در نرو , که زندگی ماست این
"در نرو" ، نه نرو نرو وایسا
اینه رسم زندگی قبیلۀ من // تا آخر دنیا هم همینه که هست

اوترو:
"در نرو" ، نه نرو نرو وایسا



« نـــســل مــن  »

اینترو:
اشخاصی مثل من در یک جریان دیگه‌ای هستن , وابسته به یک ترقه‌ی دیگه‌ای هستن
و از نسل دیگه‌ای هستن ، و از اصل دیگه‌ای ، با فرهنگ دیگه‌ای ، افکارُ اندیشه‌های دیگه‌ای
نهضت‌ها و جریان‌های فکری و اجتماعی دیگری و از دنیای دیگری ...


ورس:
یه گوشه‌ای از این شهر // یه‌سری آدم هست
آدمایی مثل من // خسته از لحظه‌هایی مثل قبل
خسته از فردایِ شکل دیروز // خسته از آدما و زندگی خشکُ بی‌ روح
من از یه نسل دیگه‌ام
صدای گلوله‌ها تو گوشم // واسم لالایی خوندن
تو شیکم ننَم صدای جیغ‌ و داد // زیاد شنیدم با صدای بمب‌و موشک
تو بیست‌ و چند سال عمرم // آدما رو کنار هم ندیدم
یا جلوی هم بودن ، یا رویِ هم // اونا همش در حالِ جنگ بودن
حتی وقتِ خواب // تویِ شب، رویِ تخت
تو بیست‌ و چند سال عمرم // بیست‌ و چند بار مُردم
بیست‌ و چند سال حقمُ خوردن // زندگیمُ برعکس کشیدن
تا منم مثِ اونا اونُ برعکس ببینم
من وقتی مَرد شدم // که پُر درد شدم
ظاهر آدما خوبُ همه تو زرد شدن // تا این‌که خواستم که این اتفاقُ درک کنم
از توی آدمای اجتماعم تَرد شدم
این خیلی سخته، این خیلی تلخه // که آدمای دورت نمیفهمن چیه حرفت
این اتفاقا می‌شن عقده تویِ قلبت // یه‌ مشت اعتقاد چرتُ پرت میره تو مغزت
تا یکم حرف زدم، گفت بگو معذرت // می‌خوام این زندگی یه خوابِ تلخِ ، نه؟
کسی ازم نمی‌پرسه که چیه دردِ من // دردم اینه که پرده رفت کنار از پنجرم
پس دیدم همه‌چیو داد زدم با هنجرم // بعدش بین منُ خودم شروع شد جنگِ نرم
این باعث شد که از دستِ مردمم دَر برم // پس نگو برگرد , پس نگو برگرد
این باعث شد که از دستِ مردمم دَر برم

اونترو:
اگر در سخن من ، در انتقادهایی که من می‌کنم
تلخی‌ای وجود داره ، این تلخی را بر من ببخشید ، اگه معتقدید و می‌بینید که درش حقیقت هست

« بــــه چــی اعـــتقـــاد داری »



ورس 1:
 "بـــــه چـی اعـتـقــــاد داری" به عشق یا نفرت؟ // به چی اعتقاد داری؟ به علم یا ثروت؟
به عشق‌های قدیمی و کینه‌های نو // به جیب‌های خالی یا سینه‌های پُر
به چی اعتقاد داری؟ به قطره‌های بارون؟ // یا شاید حتی به "سکوت" لحظه‌های آروم
به خنده‌های یه بچۀ کوچیک // یا به گریه‌های یه مرد توی خندۀ روتین
به زندگی خوب توی لحظه‌های الآن // یا به کشتن مردم توی غزه یا که عراق
به هوس‌های کثیف یا نصیحت پیرا // به شعارهای سفید یا حقیقت سیاه
به چی اعتقاد داری؟ به نوح یا که مسیح؟ // به علی حسن حسین یا 9تای بعدی
به قناری تو قفس یا کلاغای آزاد // به خوندن درس یا پول توی بازار
ها؟ یه چیزی بوده توی ماها // از بچگی یه چیزی مونده تو نگاها
یه چیزی که دستُ پای مارو بسته // اون سنّتِ که هنوز روبه‌روی ماهاست
تو رو به هرچی اعتقاد داری // تو رو به هرکی که بهش اعتماد داری
قسم، ناراحت نشو ازم // فقط، آزاد باش، مهم نیست که به چی اعتقاد داری


کورس:
منتظر نباش که مرگِ تو کی میاد // آزاد باش مثل من، مثل خیلیا
حتی اگه کسی سمتِ تو نمیاد // آزاد باش مثل من، مثل خیلیا
حتی اگه می‌بینی که کسی حرفتُ نمی‌خواد // آزاد باش مثل من، مثل خیلیا
آه... مثل من، مثل خیلیا // آزاد باش مثل من، مثل خیلیا


ورس 2:
خوشی واسه من قدر یه بیت آزادی بود // یه کمربند زیر شکم یه بازاری بود
که روشن کرد منُ این‌بار // که این زندگی دستای چرکی منُ می‌خواد
یعنی پول... من بهش اعتقاد دارم // پس تو این دنیا نگو بهم اشتباست کارم
مهم‌ترین چیز واسم زنده بودنِ // نمی‌تونم همش منتظر اتفاق باشم
کلّ دوران مدرسه همش امتحان دادم // ازم خواستن مثل بقیه با انضباط باشم
ولی من هیچ‌وقت مثل همه نبودمُ // حال نمی‌کنم که هم‌رنگ اجتماع باشم
به چی اعتقاد داری؟ به من؟ // بگو به قلمم اعتماد داری که من حرف بزنم از
هر چیزی که هست، حتماً نداره صرف واست // که گوش کنم به صدای قلبم
نه منتظر اجازم واسه حرفم // نه منتظر چراغ سبز واسه‌ی حرکت
چون من اعتقاد دارم، به کارم // پس اعتقاد داره بهم هرکی منو درک کرد
مهم نیست که به چی اعتقاد داری // مهم نیست که به کی اعتماد داری
یا با فکر باز بساز زندگیتُ // یا دهنتُ ببندُ زندگی کن
کورس:
منتظر نباش که مرگِ تو کی میاد / آزاد باش مثل من، مثل خیلیا
حتی اگه کسی سمتِ تو نمیاد / آزاد باش مثل من، مثل خیلیا
حتی اگه می‌بینی که کسی حرفتُ نمی‌خواد / آزاد باش مثل من، مثل خیلیا
آه... مثل من، مثل خیلیا / آزاد باش مثل من، مثل خیلیا

« خــــورشــیـد خـــانــوم »



ورس 1:
آفتابه  ولی سرده // کوش "خـــورشــیـد خـــانــومِ" هرزه
با کدوم‌ یکی از ستاره‌های آسمون من خوابیده // که نیست، رفته
شاید پشتِ ابره // منم منتظر نمی‌مونم که بیاد بیرونُ ببینمش
می‌رم پشتِ ابرا تا بگیرمش // توی بغلم آخ ، سوختم
آخرین باری که دیده بودمت // توی صفحه نمیدونم چندُم کتاب نقاشیم بود
یادش بخیر ...
ای‌کاش چیده بودمت // مثل گل , ای‌ کاش چیده بودمّت
خب ، واسم تعریف کن // با ابر جلوت رابطه‌ات چطوره
شنیدم واسه این‌که کسی نمیتونه ببینتت // برخورده یه‌ خورده بهت
این فاصله دوره بیا به هم نزدیک‌تر بشیم
تا دست بکشم روی موهای بورت // به تو محرَم شدم با نورت
منم ساکن یه شهر // یه مسافر غریب تو خونه ، وارث یه درد
از چیدن سیب درختِ تو آسمونت
مردم من می‌گن که "خورشید خانوم" هنوز خوابه // ولی عکسِت هنوز گوشۀ اُتاق خدا تو قابه
هر روز پا میشه و گردشُ می‌گیره و // میگه به‌قول زمینیا خورشید تا اَبد پشتِ ابر نمی‌مونه
نه ، نه نمی‌مونه نه برو عقب منو بغلم نکن
منُ آروم میکنی // بذار داد بزنم به همه بگم که یه‌روز میای بیرون از پشتِ اَبر زمینُ جارو می‌کنی

کورس 1:
بگو میای لعنتی ، بگو میای لعنتی
بگو میای، بگو میای، بگو میای، بگو میای، بگو میای

ورس 2:
نگران نباش ، من هوای تو رو دارم خانوم // از پشتِ ابر یهو نیا بیرون ، دستتُ بده به من خیلی آروم
یکم آروم باش، از ابر جلوت دل‌گیر نباش // که من حاصل بارش بارون‌هام
تو این چند ساله، جات خیلی خالی بود // وای خیلی عالی بود، اون وقتا که بودی
من اُفتادم پایین جات خیلی خالی بود
آفتاب ، بود ولی سرد // این آسمون واسه تو جا دار ، بود ولی تنگ


کورس 2:
بگو میای لعنتی ، بگو میای لعنتی ، بگو میای
بگو میای لعنتی ، بگو میای لعنتی ، بگو میای

« یــــه حــــــس »




ورس 1:
شاید امروزه که کسی بیاد که دل‌سوزه // دل‌سوزه هرکاری کرده رو حس بوده
تو دور از حسی حیف من می‌شم اُسطوره // اسطوره‌ای که واسه این‌که بشه حیف زوده
واسه این‌که بشم حیف زوده // با توام که کل روزهای زندگیت عیب بوده
یه زمستونه // توی دلم و واسۀ خالی کردن عقدۀ دلم شعر خوبه
آره شعر خوبه // دوس دارم کلماتم غرورتُ بشکونه
شماها اکثرتون عین همین، پس غریبه‌ام من // دورُ ورم هم یا گرگن یا خیلی احمق
یه راه صاف، گذاشتم جلو پات // یا مثل من باش، یا برو زیر خاک
بعد مرگت میگن خاک یه‌ مشت آشغال خورد // بعد من میگن که قهرمان داستان مُرد

کورس:
یکم فکر کن، به حرفام پُر درد // منم شده کل شب‌هام پُر غم
مردم می‌خوان مارو به‌خاطر حسّمون // مردم می‌خوان مارو به‌خاطر فکرمون
پس یکم فکر کن، به حرفام پُر درد // منم شده کل شب‌هام پُر غم
مردم می‌خوان مارو به‌خاطر حسّمون // مردم می‌خوان مارو به‌خاطر فکرمون

ورس 2:
« بهرام » باز میگه و می‌خونه و دلش باز میشه // خودشُ بقیه خوب می‌دونن که راست میگه
تو بودی که مسخرم کردی واسه فکری که داشتم // منم بازیم نبوده توپ چل‌تیکه
خوراکت کتابای شکسپیره ، ها // ولی فک می‌کنم دلتو کردی له زیر پات
من یه وظیفه‌ای دارم که باید انجام بدم // دوس ندارم باشم، ولی یه حس میگه باش
"یــــــه حـــــس" ...
یه حس می‌گه بمون // به گلوی خستم یه حس می‌گه بخون
هرچند اگه خونی تو رگم نیاد // هرچند... اگه پولی در نیاد
فکر کن، فکر کن لعنتی // به خیلی چیزا باید فکر کنی بعد از این
من نمی‌خوام بشه جات مال من // بدون کافیه فقط یه مداد واسه من


کورس:
یکم فکر کن، به حرفام پُر درد // منم شده کل شب‌هام پُر غم
مردم می‌خوان مارو به‌خاطر حسّمون // مردم می‌خوان مارو به‌خاطر فکرمون
پس یکم فکر کن، به حرفام پُر درد // منم شده کل شب‌هام پُر غم
مردم می‌خوان مارو به‌خاطر حسّمون // مردم می‌خوان مارو به‌خاطر فکرمون


پــل:
این واسه اونایی که چکای میلیونی می‌نویسن
واسه اونایی که هیچ احساسی ندارن
بیا با هم یه سری معامله بکنیم ، ها چطوره؟

ورس 3:
اصلاً خوشی مالِ تو و کلی غم مالِ من // هر روز مالِ تو و هر شب مالِ من
بقیه‌ی عمر من // مالِ تو باشه و یه گوشه از دل بچّه‌ات مالِ من
از اون مخ پوکت، یه گوشه‌اش مالِ من // کل دنیا مالِ تو و یه کوچه‌اش مالِ من
قدرت مالِ تو و جرأت مالِ من // شانس مالِ تو و فرصت مالِ من
یه درخت مالِ تو و میوه‌اش مالِ من // حرفِ زور مالِ تو و کینه‌اش مالِ من
یه قصر مالِ تو و یه کفن مالِ من // اصلاً بهشت مالِ تو و جهنم مالِ من
فقط دست از سرم بردار
« اونترو »
ورس:
من میمیرم مثِ مرد // تو زندگی کن مثِ ترسوها , آخرش تو یه جای سرد , بخواب
اما لالایی‌ های منو توی گوشات نگه دار
قصه نگو، فقط بگو بهم آخر قصه‌ات // کلاغه به خونه‌اش می‌رسه یا نه
اینُ به بچه‌ام هم میگم اگه بمونه یادم // درس اول کتابِ خیابون من اینه ، آن مرد با چوب آمد
واسه جنگ , اونم یه عوضی مثِ توئه // یه عوضی مثِ من
راز باش، ولی فاش‌ نشدنی // تو قفس باش ، ولی رام‌نشدنی
پاک باش ، حتی اگه دوس داری عکس همه باش ، ولی قاب‌نشدنی
مثل آدم‌های بَد ، خوب حرف نزن واسه هر مزخرفی الکی کف نزن
خوش‌حال باش، واسه چیزایی که داری // نترس ، ترس کار آدمای عاقله نه من
قافیه‌ها رو بذار کنارو اصل مطلبُ بچسب عادت دارم حرفمُ بگم
ماه باش ، واسه شبات // راه باش ، واسه پاهات
راننده باش ، فرمونُ دست // خودت بگیرُ دنده بده با گاز
دکتر باش ، واسه دردات // مَرحم باش ، واسه زخمات
روشن باش ، واسه فردات // تو خودتی و خودت اینُ قبول کن از من
اوستا کار ، پادو نمیشه // کسی خوشبختی‌ رو به‌ تو کادو نمیده


بجنگ واسه چیزی که می‌خوای
بجنگ واسه چیزی که می‌خوای

اینترو:

در این سکوت حقیقت ما نهفته است  حقیقت تو و من

« عجیــــب »

اینترو :
آه...این واسه همه ی  آدمایی که توی رویاهاشون زندگی می کنن...واسه ی همه ی اونایی که زندگیشونو فقط توی رویاهاشون دیدن ، واسه ی همه ی کسایی که دنباله یه جای بهترن..مثه من مثه تو ...

ورس 1 :

عجیب شده ببین / /مردی هست که باهاش عجین شده یه چین
که مثه توی فیلما // خشابو پر کنه هرکی رو که گوه خوره ببنده به تیربار
حس می کن حرفش نیست ادعا // یه می کروفون داره با یه لیست اتهام
که باهاش خاطرات تلخ داره اون // زیر پاهاش زخمیه فرق داره اون
با همه آدمایی که توی زندگیم دیدم // اون و مثه قهرمان یه قصه می بینم توی آینه هر روز
دوس داره بره به یه جای انقد دور // که هیچکسی دیگه نباشه دور و برش
ببینه جلوترش رو یه خونه // که پلیسی نباشه جلو درش
ولی حیف که زندگی رویاست فقط // مگر اینکه پیدا بشه همچین جایی واسه من


کورس :

تعبییر رویام پای تو // تا اونکه پیدا بشه همچین جایی واسه من

 تغییر دنیام مال تو // تا اینکه پیدا بشه همیچین جایی واسه من
نه تو حسم ، نه ، نه تو اسمم ، نه // نه تو دل من و تو نباشه جایی واسه غم
ولی حیف که زندگی رویاست فقط // مگر اینکه پیدا بشه همچین جایی واسه من

ورس 2 :

یه جای خوب ، یه جای توپ // یه جایی که دشمن نباشه جای دوست
بشه بود // بشه موند // بشه خوب بود / بشه خوب موند // آره بشه خوب موند توش
یه جایی که تو بندرش // ماهی گیر نباشه و پشت سنگرش // توپ و تیر نباشه و توی جنگلش // روباه و گرگ سلطان جای شیر نباشه  
و من ، برم یه جایی که بشه نفس کشید // یه شهری که نشه روش قفس کشید
یه جایی که یه آدمی مثل من امیدوار باشه که با حرفش یکم عوض بشید
یه جای خواب ، یه خواب راحت // که بتونم بسازم تو خوابم رویامو آخر
ولی حیف ، که زندگی رویاست فقط // مگه اینکه پیدا بشه همچین جایی واسه من

کورس :

تعبییر رویام پای تو // تا اونکه پیدا بشه همچین جایی واسه من

 تغییر دنیام مال تو // تا اینکه پیدا بشه همیچین جایی واسه من
نه تو حسم ، نه ، نه تو اسمم ، نه // نه تو دل من و تو نباشه جایی واسه غم
ولی حیف که زندگی رویاست فقط // مگر اینکه پیدا بشه همچین جایی واسه من (2)

« یکی طعمس یکی گرگ »
ورس 1:

راحت راه برو اگه ریگی زیره پات نیس // دارم رک می گم با زبونه فارسی

من واسه جنگ اومدم نه واسه بازی // تا الان هم زنده موندم خیلی شانسی

نه می خوام چگوارا باشم نه گاندی // می خوام خیلی خاص باشم در عین حال عادی

فرقی نداره قهری یا آشتی // خیلی حسه خوبیه وقتی رو پات وای میسی

خوب نیس وضعیت مادیم // ندارم بنزو بی انو  تو پارکینگ

ندارم پول تو حسابه بانکی // پوله خورد می دم کرایه تاکسی

 ماره کت و کلفت ندارم تو آستین ... مثه تو // ریگ توی کفش زیره پام نیس ... مثه تو

وایسادم جلوت اگه جلوم  وایسی // حرفمو میزنم ولی تو توی باغ نیسی

ای خوهارتو مادرتو زندگی من // می خوام کاری کنم تو هم بم بگی مرد

می خوام کاری کنم که بشه زندگی کرد ، یه زندگی بی کم و کاستی  ، یه سریا منو می خوان و یه سری آسین ازم ، پس بگو اگه جنگ می خوان راضیم منم پس ، بگو بیان پیشم پیشم ، راستی اگه تو هم خواستی بگو من هستم

 

کورس :

یکی طعمس یکی گرگ  //  تو نیستی مثه من نه من نیستم مثه تو

هنوز حرف دارم صبرکن کلمام یه جادس //  بین دله پر من و مخه خالی تو

 

ورس 2:

تو از رو می خونی و من از پشت // رو ورق لاف میزنی و من انگشت

هرکی منو کشت  ، برو دستشو ماچ کن // کفشتو پاک کن و بیا ، سره قبلم و سطحشو پاک کن

می بینی نوشته با یه خطه بد ؟ // خوابیدن تو روز بیداری تو شب

مریضی فقط این نیس که بسوزی تو تب // یعنی بالا و پایین رو بدوزی به هم

خوب عینه من ، تو مثه من عینه کبک // کونت میره بالا ، و سرت زیره برف

ببخشید اگه ناراحتی از این حرف  // ولی من می خوام که خوب باشم تو این زمین بد

یه گوشه دره  ، دره بازه بقلی شیم // امروز هرکسی دوست داره سرباز وطنی شه

ولی من نه رهبرم نه سرباز ، اما // ولی امروز می جنگم برای صلح تویه فردا

کورس:

یکی طعمس یکی گرگ ... تو نیستی مثه من نه من نیستم مثه تو

هنوز حرف دارم صبرکن کلمام یه جادس بین دله پر من و مخه خالی تو (2)